جمعى از نويسندگان

465

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

به جرعه اى از دست ساقى بيقرار شد و اكنون همين بيقرارى زندگى اش را به باد فنا مىدهد و او مىداند كه تمام هستى در اين نيستى است . اينك در سالهاى آخر عمر عطش و بيتابى جسم و روحش را با هم مى سوزاند و او مرتب آب مى خواهد و مى گويد : در سينه ام آتش است ، ساكت نمى شود . گفت من مستسقى ام آبم كِشد * گرچه مى دانم كه هم آبم كُشد « 1 » طبيبش به او مى گويد : آقا من طبيب شما هستم به شما مى گويم كه در ماه رمضان بايد روزى دو سه ليوان آب بخوريد و او مىداند كه اين آب اين آتش را خاموش نمى كند و روزه هايش را كامل مى گيرد . سرانجام موعد ديدار فرا مى رسد . لعل آتشين آن مه عاشق كش به استسقاء مبتلايش كرده و او در ميان آب و آتش همچنان سرگرم آن شاهد دلبند و مشغول نجوا با اوست . « آقاى قاضى به مرض استسقاء رحلت نمود ، مرض ايشان مدتى طول كشيد گويا از همه جهات از مرگ ، موقع و مدفن خود مطلع بود ، براى ايشان طبيب آوردند كه معالجاتش سودى نداشت و بعضى اوقات قرص هاى مى داد كه آقازادگان با اصرار مى خواستند آنها را به پدر بخورانند . ايشان مى فرمودند : فايده اى در اينها نيست من بايد حركت كنم . اراده حتميه حق در رفتن است و وقتى اصرار مى كردند او به قرص ها نظر مى انداخت و با لبخند مى فرمود شما مى گوييد اينها اجل را تغيير مىدهد آنگاه آنها را در دهان مى انداخت و مى گفت : اين هم به خاطر شما » « 2 » سرانجام سيد على قاضى كه عمرى را در طلب رضايت و سرسپردگى حضرت دوست گذرانده و طعم بندگى را چشيده و سالهاست در انتظار و التهاب و اشتياق ديدار سوخته و ساخته ، لحظات وصلش فرا مى رسد . اينك خدا به او مشتاق است و روح او را به سوى خودش بالا مى برد و او حيات دنيوى را بدرود مى گويد تا سير خويش را در عالم اسماء حسناى الهى ادامه دهد كه خدا بى نهايت است و سير مشتاقان را به سوى او نهايتى نيست . لحظات احتضار سخت ترين لحظات براى زمين و زيباترين لحظات براى عارف است ، كسى از آتش نهفته در سينه اش خبر ندارد اما سوختن و آب شدنش را همه مى بينند . آرى ربيع الاول 1366 پايان حيات او بود و دفتر زندگى سراسر عشق و غربتش به آرامى بسته شد . او در زمان حياتش غريب بود و كسى او را آن گونه بايد نشناخت آن قدر غريب كه بزرگان عصر به تكفيرش نشستند و سلامش را بى

--> ( 1 ) - به نقل از استاد سيد محمد حسن قاضى ( 2 ) - يادداشت هاى علامه تهرانى